تبليغاتX
دل انگیز

مدح حضرت فاطمه زهرا(س),(وبهار آمد گل آمد گل شکفته در برش گل)

وبهار آمد گل آمد گل شکفته در برش گل
گل چه گل، آن گل که باشد تا سراپا پیکرش گل
گل بگو امشب که گل از دامن گل سر کشیده
شد چمن‏ آرا گل نورى که باشد جوهرش گل

لحظه میعاد آن یاس بهشت عشق سر مد
گل به گل گردید عالم باختر تا خاورش گل
قابلیت بین که آمد قابله از عرش داور
بهر آن رنگین کمان دامن که باشد مادرش گل
مریم و کلثوم و ساره آسیه با هاجر آن شب
آمدند از آسمان با هودجى سر تا سرش گل
جبرئیل عقل گشته مست مست از شادمانى
دست افشان پاى کوبان ریزد از بال و پرش گل
جلوه گر شد چلچراغ روح بخش آفرینش
قطب گلهاى بهشتى آنکه باشد محورش گل
شوکتش گل صولتش گل عصمتش گل عفتش گل
جامه‏ اش گل چادرش گل تاروپود معجرش گل
دست او گل پاى او گل قامت رعناى او گل
علم او گل حلم او گل عقل او گل مشعرش گل
نازم آن قامت قیامت را، که در دامان هستى
با نسیم رحمت حق ریزد از مشک ترش گل
روى او گل موى او گل خلق او گل خوى او گل
جسم او گل جان او گل فطرت حق باورش گل
در صفات و قول و فعلش هست چون ختم رسولان
بینشش گل دانشش گل محفلش گل دفترش گل
در جنان پرسید آدم کیست آن بانو که باشد
گوشوار و سینه ریز و تاج زرین سرش گل
پاسخ از عرش برین آمد بگوش هوش آدم
او بود روحى که خوانده خالق جان پرورش گل
اوست جان و اوست جوهر اوست رضوان اوست کوثر
اوست ظاهر اوست باطن اولش گل آخرش گل
اسم او گل رسم او گل اصل او گل نسل او گل
باب او گل مام او گل همدلش گل همسرش گل
راضیه مرضیه زهرا، طاهره، صدیقه طوبا
طیبه انسیه حورا نام پاک دیگرش گل
فاطمه ‏ام ابیها روح یاسین جان طاها
هست همچو نخل طوبا ریشه وبار و برش گل
در دل محراب عرفان بر سر سجاده باشد
فکر او گل ذکر او گل نغمه جان پرورش گل
ذات آن بانوى سرمد هست چون ذات محمد
شربتش گل مذهبش گل مکتب روشنگرش گل
اوست رب المشرقین و مغربین چرخ گردون
شرق و غربش خرم از گل مهر و ماه و اخترش گل
مرج البحرین یعنى دامن دّر پرور او
لؤلؤ مرجان او گل خوشه‏ هاى گوهرش گل
هم حسن گل هم حسینش هم وجود زینبینش
هست آرى تا قیامت هم پسر هم دخترش گل
خود نه تنها گل بود آن مهر بى همتا که باشد
حاجبش گل خادمش گل فضه ‏اش گل قنبرش گل
گشته نازل آیه تطهیر در قرآن به شأنش
هست روشن اینکه مى‏ باشد وجود اطهرش گل
قمرى دل مست و سر خوش گفت مرغان چمن را
اى خوش آن عاشق که چون پروانه باشد دلبرش گل
هر کسى گل را به گیتى مقتداى خویش داند
بى گمان صبح قیامت میزند حق بر سرش گل
شیعه ‏ى گل، عترتِ گل، را جدا از گل نداند
آرى آرى هم محمد گل بود هم دخترش گل
ذکریا فاطر بحق فاطمه ‏اى اهل بینش
مى‏ کند کارى که گردد پاى تا سر ذاکرش گل
هر کسى با گل نشیند رنگ و بوى گل پذیرد
واى اگر ما را به محشر دور سازد از برش گل
صبحدم، بر، منبرِ گل، یا «احد» گو بلبل دل
گفت نازم آنکه باشد شاعر گل پرورش گل احد ده ‏بزرگى

........

+ نوشته شده توسط در جمعه 22 اردیبهشت1391 و ساعت 11:13 بعد از ظهر |
ادشاه خاطراتم

 

رنگ چشمانت را هم اگر فراموش کرده باشم

طعم صدایت هنوز زیر زبانم مانده

خاطرات تو پادشاهی می کند میان دستانم

و دستانم افتاده به جان بهانه هایم

به جان تو به جان دستانت سوگند که

پادشاهی تو آرامشیست

شبیه به ماه...



+ نوشته شده توسط در جمعه 15 اردیبهشت1391 و ساعت 2:46 قبل از ظهر |
 آهسته مي آيي آهسته تر مي روي ...

قدري تامل كن ...

شايد دلي، خشتی، گلی براي آمدنت می تپد

شاید قدمی از نیامدنت نگران است

شاید ترس های ترافیکی خیابان های او را احاطه کرده

 بغض اطلسی در چشمان آدمک خاطراتم میدود

آدمکی که ثانیه ها را پا به پای سکوت مرموزم به دست باد سپرده

در تردید یک دلواپسی...دلواپسی داشتنت

دلواپسی تلخ از دست ندادنت

ومرگی که سراغ شادی هایم را میگیرد

دارد برای آمدنت دیر میشود...!

دارد  خودش را گم میکند در این چنارهای فراموشی

از این سه حرف گوشه گیر دلم می گیرد


+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 31 فروردین1391 و ساعت 7:37 بعد از ظهر |

ستاره ترانه هايم

گيرم كه فراقت را ازآسمان قلبم تاب آوردم

وبا هجران قامت چون صنوبرت همزاد شدم

اما بگو...

با نبود نامت در دل ترانه هايم چه كنم؟

بگذار بگويم

با بي شعري ام چه كنم؟

شعري كه روزي نگاهت حسن مطلع آن بود

وقافيه و وزنش را از گل لبخند وطنين كلامت مي گرفت

به من بگو...

با شب هاي بي ستاره چه كنم؟..

پی نوشت:

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 24 فروردین1391 و ساعت 11:8 بعد از ظهر |

 

من از عهد آدم تو را دوست دارم

از آغاز خلقت تو را دوست دارم

 

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

سرودیم نم نم : تو را دوست دارم

 

نه خطی ٬ نه خالی ! نه خواب و خیالی !

من ای حس مبهم تو را دوست دارم

 

سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

به اندازه ی غم تو را دوست دارم

 

بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

بگوییم با هم : تو را دوست دارم

 

جهان یک دهان شد هم آواز با ما :

تو را دوست دارم ٬ تو را دوست دارم

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 22 فروردین1391 و ساعت 11:2 بعد از ظهر |

آن روز که کنار هم راه می رفتیم

شانه هایت از همیشه به شانه هایم نزدیک تر بود

می خواستم زیباترین عاشقانه ها را برایت بسرایم

اما حیف٬

زود رسیدیم!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 22 فروردین1391 و ساعت 1:10 قبل از ظهر |

عزیزم:


همیشه:


می توانی همه احساسات وعشق


خودتو تقدیم آدما  کنی


مشکلی نیست!


ولی به یاد داشته باش!


همه اعتمادت رو نه!!



+ نوشته شده توسط در جمعه 18 فروردین1391 و ساعت 11:44 بعد از ظهر |
به نام ایزد هستی بخش


سلام عزیزان:


سال 1391 را سال پر خیر وبرکتی برای همه تون آرزومندم.


دوستان وعزیزانی که تشریف میارید ومنو قابل می دونید ،


لطفا نظر یادتون نره.


متشکرم.



+ نوشته شده توسط در جمعه 18 فروردین1391 و ساعت 11:33 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM